وقتــــــی پای تــــودر میـــــــــان باشدحســـود می شومحتــــیبه پیراهن های کهنه امکه خاطـــرشــــان پـــــــر از عطـــر آغــــــوش تـــــــوستجبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
رقیبی در عشق ندارمجز پنجره ی اتاقم برف و سرماکه بهانه است برای اشک و آهشاو هر شبچشم انتظاری اش را برایت گریه میکند، من نبودنت را شعرجبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
با دفتر شعرهایم خاکم کنید
می خواهم دفترم را
به دست خدا برسانم
تا بخواند
حدیث دردهای شبانه ام را
و حال #خدا
چه دیدنی می شود
وقتی ببیند
دفترم را
با نام #تـــــــــو
آغاز کرده ام
جبار_فتــــــاحی_رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
دوباره حرف ِ تو شد ، دوباره بغض و درد ِ گلو دوباره باران و گریه های بی امان و ترس از آبرو دوباره با قایق ِ شعر راهی دریای خیالت گشتن دوباره بیت به بیت پارو زدن ، تا نشینم به روبرو دوباره من و قلم و کاغذ و گوشه ی سرد اتاقم
دوباره در حسرت ِ یک دل ِ سیر، با تو ، به گفتگو دوباره امشب راهی کلبه ی چشمت میشوم با شعر تا شعری با هم بنوشیم، هر چند درد پهلو
جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی


به یک دل غمگین
و
همیشه داغدار
سوز و سرمای زمستان
کی اثر دارد ؟
از دل یک
اسپند به ظاهر خوشحال
شعله های آتش است که خبر دارد
جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی